۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

احمدی نژاد شاگرد اول این نظام سر تا پا دروغ است.

از وقتی که احمدی نژاد به قدرت رسیده، انواع و اقسام آدمها اعم از اصلاح طلبان، نمایندگان مجلس، سیاسیون و ... صدایشان درآمده که "انقلاب از مسیر خودش خارج شده"، هدف امام این نبود، بعضی به گونه ای حرف می زنند که انگار احمدی نژاد از یک کشور دیگر وارد ایران شده و از حرفهایش و دروغهایش شگفت زده می شوند که انگار برای اولین بار است که در این مملکت دروغ می شنوند.

آقایون هنوز نمی دانند یا خودشان را به ندانستن می زنند که "احمدی نژاد دستاورد سی ساله جمهوری اسلامی است". احمدی نژاد و تیم همراهش (جناح حاکم) تمام اراجیفی که می گویند و تمام رفتارهایی که از خود بروز می دهند را همه، از گذشتگان خود یاد گرفته اند. کدام رفتار احمدی نژاد و همدستهایش برای شما تازگی دارد که اینگونه برآشفته شده اید؟

از رای دزدی احمدی نژاد ناراحتید؟ مگر اولین بار است که این حادثه در این کشور رخ می دهد؟ مگر همین آقایون هاشمی و خامنه ای و محسن رضایی نبودند که بر علیه دولت "اولین رییس جمهور" کودتا کردند و رای بر عدم کفایت ایشان دادند؟ مگر آقای خمینی نبود که گفت اگر "سی و پنج میلیون بگویند بله من می گویم نه" و به دولتمردان آموخت که رای یک نفر در این کشور از همه رای ها، با ارزشتر است؟

از تقلب در انتخابات مجلس ناراحتید؟ مگر اولین انتخابات مجلس، شک برانگیز نبود؟ انتخاباتی که نتیجه اش پیروزی اکثر اعضای "حزب جمهوری اسلامی" بود؟ مگر جناح تمامیت خواه آن زمان، مخالفان خود را به زندان نینداخت و جنایت نکرد؟

آقای هاشمی! بعد از اینکه "ایت الله صانعی" را آقایان صلب مرجعیت کردند، آمدید و گفتید کسی نمی تواند مرجع تقلید را از این مقام پایین بیاورد؟ یادتان رفته چه بر سر "ایت الله شریعتمداری" آوردید؟

آقای کروبی! وقتی شنیدی که در زندانهای کشور، به زندانیان تجاوز شده خواب از چشمانتان ربوده شد و هر چه پلک زدید خوابتان نبرد واقعا شما برای اولین بار بود که این جنایات را می شنیدید؟ مگر اولین بار است که در این مملکت، زندانی سیاسی و غیر سیاسی (توسط هم سلولی هایش) مورد تجاوز قرار می گیرد؟ شما که در مراسم آیت الله منتظری شرکت کردید آیا وقت کرده اید کتاب خاطرات ایشان را بخوانید تا بفهمید که چه بر سر جوانان این مرزو بوم رفته؟

آقای موسوی! مگر شما نبودید که می گفتید ما مخالفان حکومت اسلامی را می کشیم و بهشان رحم نمی کنیم و ...

حالا چرا از کشته شدن مخالفان ناراحت می شوید مگر همین شماها نبودید که لفظ منافق را برای مخالفان آوردید؟ حالا چه شده است که به آنها می گویید شهید؟
آقای هاشمی! مگر شما مطبوعات را تعطیل نمی کردی؟ احمدی نژاد هم همان را می کند که شما کردی!

آقای هاشمی! مگر شما مردم را احمق فرض نمی کردی و دروغ نمی گفتی! احمدی نژاد از شماها آموخته که مردم گوسفندند یا باید مطیع باشند یا زنده نباشند!
از اینکه معاون اول احمدی نژاد رییس باند فساد است و پرونده اش مختومه می شود ناراحتید؟ مگر اتفاق جدیدی رخ داده؟

باور کنید احمدی نژاد حاصل دسترنج خودتان است اگر یک روز به آمریکا خط و نشان می کشد و حرف های احمقانه می زند، اگر یک روز علم را مسخره می کند و می گوید ما به علم (آنها) احتیاج نداریم، اگر می گوید در ایران حقوق بشر رعایت می شود، همه و همه را از شمایان آموخته.

احمدی نژاد شاگرد اول این نظام سر تا پا دروغ است. و اتفاقا خوب درسش را فرا گرفته است.

نمونه او در ایران زیاد پیدا می شوند. آدمهایی که وقتی می فهمند یک مقاله برای شرکت در یک کنفرانس خارجی نوشته ای می آیند و می گویند "اونها که علمشان را به ما نمی دهند شما چرا علمتان را در اختیار آنها قرار می دهید"

آدمهایی که بعد از مسابقه فوتبال ایران و آمریکا، به خیابانها میریزند و شعار "مرگ بر آمریکا" سر میدهند.

مردمانی که وقتی احمدی نژاد به نیویورک می رود صبح و شب دعا می کنند آمریکاییها او را ترور نکنند.

مردم مثل گرگ شده اند دروغ بخشی از فرهنگ ایرانی شده، دزدی و رشوه و انواع فسادهای اداری، زرنگی به حساب می آید. می دانید توجیه مردم چه شده "آنها که ما را موعظه می کردند دزدی نکنید خودشان از همه بدترند"
ببینید چه بر سر این ملت آورده اید!

5 نظرات:

امین گفت...

اين سوالات كه بر شمرديد سوالاتي است كه هر ايراني بايد از خود بپرسد ووقتي پرسيد جوابي را خواهد شنيد كه ان جوابها راه ازادي ورهاي از يوغ نظام دروغ وويرانگر را به او نشان خواهد داد.باعث استقلا ل باور وازادي انديشه وخواستش مي شود.يعني اولين گام اساسي استقلال در باور اتفاق مي افتد تا ادمي ندانسته زير علم اين وان سينه زني نكند.تا استقلال در باور نباشد بي درنگ ادمي مصرف كننده نظرات واطلاعات و باورهاي ديگران مي شود.شكاف تاريخي سو استفاده وبعد خيانت به مردم ما از همين نكته ناشي مي شود.اگر در انقلاب مردم دربست ذهن واختيار خود را به خميني نمي دادند واستقلال خود را بعنوان يك حق ذاتي به او تفويض نمي كردند الان كجا بوديم؟استقلال نه تنها اجازه سواستفاده را نمي دهد بلكه صفت شجاعت را هم بارور مي كند تا انسان منتقد دستگاه وسيستمي كه در ان در ارتباط است را هم داشته باشد....

امین گفت...

....تجربه سياسي -اجتماعي ديروز الحق چراغ راه اينده وجنبش همگاني است كه در دست مردم است.اين جنبش را با صفت استقلال در تصميم وازادي براي اجراي ان از دخالت هر سو استفاده گر قدرت پرست وهر متعرض بيگانه به اين اب وخاك بيمه كنيم .اگر خود استقلال شخصي نداشته باشيم جنبش ما هم مستقل نخواهد شد ومجبور به تكرار تاريخ وتجربه ها هستيم.واقعا از نظر ارزش زمان وعمري كه از ملت ما تباه شده ملت ما فرصت زندگي در اختناق استبداد را ندارد.همه با هم مبلغ خواست تاريخي استقلال،آزادي وحاكميت جمهور مردم باشيم تا جنبش به مقصد مقصود برسد.با همت مضاعفي كه در اعتراض واعتصاب بكار می بريم

آخرین بازمانده گفت...

سلام
مینویسم تا گریه نکنم از این همه بی وفایی..

مجمع جوانان آذربایجان گفت...

سلام همرزم عزیز از اینکه چنین همرزمانی را در کنار خود درایم خوشحالیم ما نباید اجازه دهیم که دیگر کشورمان در دست کسانی قرار گیرد که مردم را را برای آرزو ها و قدرت خود بخواهند دیگر اجازه نمی دهیم از ما مردم دیگر سوئ استفاده کنند این نکته را بگویم که این دولت سعی دارد ما را تجزیه طلب نشان دهد تا بتواند از همیاری جنبش با مردم قومهای ایرانی جلوگیری کند و هم جنبش را به بهانه اآن سرکوب نماید ما باید هوشیار باشیم که گول سیاست کثیف این جمهوری اسلامی را نخوریم در روزهای آینده تصاویر مربوط به قیام خرداد 85 تبرزیز آذربایجان را در وبلاگ خواهم گذاشت امیدوارم بسیاری از مسائل برای همه ما روشن شود

خاکستر سبز گفت...

دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد روييد
در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟
فكر نان بايد كرد
و هوايي كه در آن
نفسي تازه
كنيم
گل گندم خوب است
گل خوبي زيباست
اي دريغا كه همه مزرعه دلها را
علف هرزه كين پوشانده ست
هيچكس فكر نكرد
كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست