مهندس عزت الله سحابی، بزودی 80 ساله می شود. از شاداب ترین، خوش فکر ترین و استوارترین چهره های ملی مذهبی ایران در زندان های شاه بود. قامت استوارش خم شده و تلخی روزگاری که بر امثال او در جمهوری اسلامی رفت تبدیل به عصائی شده که حالا بخشی از وجود او برای گام برداشتن است. آرمان های اسلامی امثال او که در زندان های شاه به پای آن ایستاده بودند به سراب ختم شد. شلاق و زندان طولانی سهم آنها بود و حکومت سهم امثال ذوالنور و مصباح یزدی و لاریجانی ها و خامنه ای که جمع زندان زمان شاهش به سه ماه هم نمی رسد
احمدی نژاد در حال تخریب ایران است و ایران دارد رو به سراشیبی انهدام میرود. به این جهت است که، بنده فکر میکنم و خطابم در اینجا هم به مردم ایران است و هم به مسئولان جمهوری اسلامی و به خصوص مقام رهبری، که اگر ایران وجود نداشته باشد یا روز به روز توانش تحلیل و رو به نابودی برود، طبیعی است که دشمنان شما تشجیع میشوند که به این موجود نحیف و ضعیف ضربه بزنند. بنابراین در مصاف با آمریکا هم شما موفق نخواهید شد.
شکوه ها و ناله های پنهان مردم به فریاد اعتراض تبدیل می شود. زمان سابق هم این طوری بود. شاه اجازه کمترین نقد یا اعتراضی نه تنها به مردم بلکه به اعوان و انصار خود هم نمیداد. نتیجه آن چه شد؟ ناگهان در سال 57 مردم شورش کردند. ما نمیتوانیم بگوییم فقط مخالفان و آقای خمینی مردم را به صحنه کشیدند. مردم اصلا دلشان پر بود، مخالفان هم یک تلنگر به آن زدند و سرش باز شد
من از روی تجربه و تحلیل و دلسوزی که برای ایران دارم فروپاشی امروزه حاکمیت یا ساختارشکنی را منجر به فروپاشی ایران می بینم و با آن موافق نیستم.
بنده به آقای خامنه ای در کمال دلسوزی و احترام میگویم: شما ممکن است نظریاتی داشته باشید که با نظرات امثال بنده مخالف باشد، اما سعی کنید که توصیه های دلسوزانه را، که حداقل نه دلسوزی برای خود بلکه دلسوزی برای ایران می بینید، بشنوید.
به عنوان کسی که هشتاد سال از عمرش میگذرد و داعیه هیچ پست و مقامی ندارد، حق ملی و دینی و حقوقی خود می داند که مقامات را مؤدبانه، دلسوزانه و مسئولانه نقد کند و انتظار دارم مقامات نیز به خصوص مقام رهبری اجازه دهند که چنین فضای نقدی برای اصلاح امور ایجاد شود والا چیزی از ایران باقی نخواهد ماند. ما در این مسئله اخیر نیز می بینیم که اگر آقای خامنه ای از آقای احمدی نژاد حمایت نکند واقعا آقای احمدی نژاد در همین مجلس اصولگرای هشتم، رفتنی است.
آقای احمدینژاد برای مصاف با آمریکا راحت قیمت گاز و قیمت نفت را برای برخی کشورها که می خواهد دوستیشان را جلب کند تخفیف میدهد. قیمت گاز جنوب را به پاکستان و هندوستان تا 60% زیر قیمت بین المللی تخفیف داده، تا آنجا که معاون بین المللی وزارت نفت بر سر این موضوع استعفا داد. برای اینکه با آن قیمت هزینه تأسیسات هم مستهلک نمیشود. یا قراردادی هست به نام نابوکو که برای صدور گاز به اروپاست (به عنوان یک رقیبی در مقابل روسیه). چون الان صادرکننده گاز به اروپا فقط روسیه است و چون صادرکننده انحصاری است، اروپاییها ناراضی هستند. آنها از ترکمنستان و قرقیزستان میخواهند گاز صادر کنند. این دو کشور با هم حتی 10% نیازهای اروپا را نمیتوانند تأمین کنند، بلکه ایران است که میتواند به اندازه کافی گاز صادر کند، معذلک ایران را از قرارداد نابوکو که در ترکیه منعقد شده است کنار گذاشته اند. این همه زیان را برای چگونه باید بپردازیم؟
آقای احمدی نژاد در سفری که نخست وزیر ترکیه به ایران داشت قیمت صدور گاز جنوب کشور ما را به ترکیه نسبت به قیمت بین المللی 50% تخفیف داده است. این تخفیف از جیب چه کسی پرداخت می شود؟ از جیب آقای احمدی نژاد که نمی رود. از جیب ملت ایران میرود. خوب با این تخفیف هزینه تأسیسات و خط لوله ای که باید به ترکیه کشیده شود و به صادرات اروپا کمک کند چه می شود؟ آیا مستهلک م یشود؟
درباره راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن، دستگاه حاکمه خیلی تبلیغات کرد ولیکن هم خودمان دیدیم و هم آقای موسوی هم تأکید کرد که تظاهرات 22 بهمن مهندسی شده بود و یک تظاهرات خودجوش متن مردم نبود. این کارها به نظر من عاقبت ندارد. در رژیم شاه هم از این کارها خیلی می کردند. در سال 1340، اوایل حکومت امینی، سران جبهه ملی و نهضت آزادی و... همه در زندان بودند. شاه برای واکنش نسبت به اینها در روز 28 مرداد سال 1340 مراسم عظیمی در دوشان تپه برگزار کرد. او هم تا جایی که توانست در آنجا به مصدق بد گفت که کاسه گدایی دست گرفته بودند و یک کاسه نفت نمی توانستند بفروشند. البته دروغ میگفت ... اما عاقبت او چه شد. نتیجه آن شد که در سال 57 با افتضاح بیشتری، مردم میلیونی علیه او به خیابانها آمدند. من میگویم اینکه شما آمدید روز 22 بهمن را مهندسی کردید و جمعیت به تهران آوردید و همه هم فهمیدند مصنوعی بود و خود به خودی نبود... این رویه ها را تا کی می خواهید ادامه دهید. از آینده بترسید.حالا هم اینها از یک طرف از این لشکرکشیهای مهندسی شده میکنند و از طرفی میخواهند به ضرب و زور هر صدایی را قطع کنند. تا کی اعتراف گیری های بی حاصل را میخواهند ادامه بدهند؟
روحیه داشته باشند که هر چه طرف مقابل ضربه میزند کوتاه نیایند. تندروی و عجله نکنند. تغییر در راه است. هدف باید عقب نشینی حاکمیت غالب باشد. برای اصلاح شدن مواضع و بینشها و روشها، نه براندازی. من به تغییر 100% اطمینان دارم. کدام رژیم توانسته با ضرب زور دوام پیدا کند. سیاست کنونی آنها چقدر میتواند دوام داشته باشد؟ یک ضربالمثل قدیمی هندی میگوید به سرنیزه میتوان تکیه داد، اما روی سرنیزه نمیتوان نشست.
2 نظرات:
salam mojaddad
ma ra ba name tafavote yazd link konid.
ma ham shoma ra ba name meibode sabz link kardim
ba tashakkor
www.tafavot. wordpress.com
سیستم نظر دهی جنبش سبز یزد
آغاز به کار کرد
دوست عزیز اگر خواستی آموزش میدم
ارسال یک نظر