دوستی تعریف می کرد در ایام نوروز به شهر ... سفر کرده بود. سه- چهار سال پیش، یکی از سیدهای شهر فوت شده بود و ملت سید پرست اون شهر، برای اون سید امامزاده درست کرده بودند و چه نذرهایی که به برای آن امامزاده جدیدالتاسیس نمی بردند، از پول نذری بگیر تا غذای نذری و مراسم دعای کمیل و دعای ندبه که در آن امامزاده!!!!!!!!!!!! برگزار می شد. در ابتدای درب ورودی امامزاده شماره حساب برای دریافت نذورات نقدی مردم، نوشته شده بود. در اکثر مغازه های شهر عکس امامزاده را چسبانده بودند و جالب این بود که اگر با مردم بحث می کردی که این خرافه کاریها یعنی چی؟ شما را متهم به بی دینی می کردند و می گفتند شما که به این چیزها اعتقاد ندارید لابد اهل نماز و روزه و ... هم نیستید و به این مسائل هم اعتقاد ندارید.
... القصه! فرزندان این امامزاده، به یمن سید بودن، به چه ثروتی که دست پیدا نکرده بودند. من که با شنیدن این خاطره، یاد بت پرستی اعراب در ایام جاهلیت و نذورات آنها به پای بتها افتادم. 1400 سال از اون دوران گذشته و ملت ما، هر روز برای خود یک بت جدید می سازند، توی میبد خودمان، یک امامزاده داریم به نام خدیجه خاتون، که مسئولان شهرمان تازگیها، به این نتیجه رسیده اند که باید برای همسر ایشان نیز حرم بسازند.
لابد 10 سال دیگر، هم در کتابها قصه شفاعت ها و معجزات این حضرات می آید و 30 سال دیگر، نسل جدید، این امامزاده های جدیدالتاسیس را رسما امامزاده می دانند.
سال گذشته برای یکی از اقواممان بیماری سختی پیش آمد. نزدیکان طرف، یکسره با سیدهای شهر تماس می گرفتند که بروید و برای فرزند ما طلب شفاعت کنید. یکی بهشان گفت 4 نفر بشوید بروید سر قبر یک سید فوت شده. 4 گوشه قبر بایستید و فاتحه بخوانید بعد در جهت خلاف عقربه های ساعت جای خود را عوض کنید و دوباره فاتحه بخوانید و این عمل را 4 بار تکرار کنید حتما مریضتان شفا پیدا می کند!!!!!
نمی دانم حرف زدن و درد دل کردن با خدا اینقدر سخت است که بیاییم این مسخره بازیها را دربیاوریم تا مشکلمان حل شود؟
در مراسم عزاداری امام حسین شرکت می کنی مداح از اولش میگه "آهای حاجت دارها" این حرف به نظر من توهین به عزاداران امام حسین است یعنی ما حسین "ع" را برای خودش و شخصیتش و عملش نمی خواهیم. فقط از او حاجت روا کردن می خواهیم و انتظار داریم به خاطر به سرو سینه زدن، ما را به بهشت ببرد. ملت چه منتهایی که به خاطر همین عزاداری ها، بر سر امام حسین نمی گذارند.
اگر امام حسین رو شناخته بودیم که اینگونه در کنار یزید زمان قرار نمی گرفتیم و ادعاهای مسخره نمی کردیم که "آمده ام به امام حسین بگویم اگر روز عاشورا در کربلا نبودم که در کنارت در نبرد شرکت کنم امروز نمی گذارم کسی به تو هتک حرمت کند" (1)
نمی دانم چه بر سر دین محمد آورده ایم. خرافات به نام دین به خورد ملت داده شده است. هیچ چیز جای خودش نیست. چه به مذاقتان خوش بیاید چه خوش نیاید، باور کنید مشکل جامعه ما احمدی نژاد و حکومت ولی فقیه نیست مشکل جامعه ما نادانی و جهالت است. جامعه ما از خرافه پرستی پر شده است. ملتی که اینگونه از سید بت می سازد، چه جای تعجب دارد که روزی عکس آقای خمینی را در ماه ببیند و روز دیگر امام جمعه اش بیاید و ادعا کند که نامگذاری سالها به مقام رهبری وحی می شود. لیاقت این ملت همان احمدی نژاد است که بگوید من به کمک امام زمان کشور را اداره می کنم.
کاش اینقدر که به سیاست می پرداختیم به مقوله فرهنگ هم اهمیت می دادیم. هر روز از صبح تا غروب، در گوشمان خوانده اند که ما ملت با فرهنگی هستیم. اینقدر مغرور و از خودراضی شده ایم که هیچ کس را در دنیا قبول نداریم. وقتی بخواهیم از ملت عرب صحبت کنیم لفظ عرب ملخ خور می آوریم و وقتی بخواهیم از غربیها بگوییم فقط بی بندوباری آنهاست که به چشممان می اید. چرا نظم و ادب و پیشرفتهای آنها را نمیبینیم؟
(1) اشاره به حادثه تاریخی!!!!!!!!!!! نه دی سال 88
17 نظرات:
دوست عزيزم سلام.نوروز را كه امسال نشانه باور ملتي به بازيافت حيات در روشنايي استقلال وازادي است به شما تبريك مي گويم هرچند از طريق ايميل هم عرض ادب كرده بودم.گويا خسته شده ايد ومن اين تغيير لحن را به حساب خستگيها مي گذارم زيرا در ازادانديشي شما بعد از اين مدت شكي وارد نيست.لياقت اين ملت همان احمدي نژاد است براورد درستي نيست.اگر لياقتشان اين است پس اين خيل معترض كه عزيز ترين ثرمايه اش يعني حيات را فدا ونثار ارمان كه همانا زندگي در وبا غير از احمدي نژاد و اسلاف اوست براي چيست؟
.....شما كه خود از مبلغين ضد خرافه وروشنگري هستيد؟پس فقط خستگي ويا احيانا اندكي ناصبوري در دريافت مطالبات هست كه لحن شما را تغيير داده وگرنه رويكرد شما هماني است كه ملت ما در خيابانها در علن ودر كنج باورشان در خفا مي گويند.اينكه به لحاظ باور به مسائل مختلف مملكت ما وملت ما دچار چند پارگي است دليل بر قبول جهل مطلق انها نيست.ريشه در انديافت چگونگي كسب معلومات و اطلاعات دارد.كجا در تاريخ اين ملك استبداد زده تواني يافت كه روزگاري به سهولت وسلامت دسترسي به شارش باز اطلاعات ممكن بوده ؟كجا بحث ازاد به مثابه روش وراه حل بحرانها ومشكلات ونيازمنديها حتي اجازه فكر كردن وتبليغ شدن داشته است؟......
...وقتي ابزار دستيابي ودسترسي به عملي حذف شوند ويا محدود گردند مبرهن است كه شناخت وفهم وسپس اجرا ونهايتا زندگي با ان عمل وباور ميسر نمي شود.ملت ما تخفيف صد سال است كه دنبال همين ابزار است كه هنوز بدست نياورده.چه رسد به خود عمل وهدف.سالهاست به اين ملت ميگويند تو توان شناخت وهدايت نداري وناتواني دروغين را چماق سركوب او كرده اند روزي در قالب اتصال ايران به تمدن جهاني وروزگاري تلخ تر در هاله وصل به اسمان وعلايم ونشانه هاي وهمي وخوساخته ان مانند ولي فقيه.حال انكه هركس خود خويشتن را هدايت مي كند واستقلال در تصميم وازادي براي اجراي هر نوع از تصميم دارد.كجا در طول قرون اين انديشه اجازه اجرا يافته؟...
....طرفداران ولايت مطلقه مي گويند ودر كتابهاشان بصورت مكتوب وجود دارد كه انسانها در حكم گوسفندي هستند كه نياز به چوپان ولايت دارند تا هدايت شوند.يك لحظه كوتاه درنگ كنيد ببينيد اين رويكرد چه بر سر ادمي مي اورد؟در چنين سامانه اي انسان به مثابه توليد وخلق واموختن واموزاندن چه جايگاهي تواند يافت؟جز تسليم واطاعت؟عقل توجيه گر به انان اجازه فكر كردن به غير از تسليم وسرسپردگي نمي دهد تا اينكه پشتوانه توجيه شان اسلا دين تسليم است را مي كنند.اين خود يك دروغ مستقيم است وجعل واقعيت.ايا كساني كه اين دروغ را شناختند اجازه ابراز پيدا كردند تا جامعه از تكصدايي بدر ايد وصدايي ديگر توسط مردم شنيده شود تا توان مقايسه بيابند و سپس توان تحليل وقضاوت ومنتجا انتخاب؟وزندگي بر اساس انتخاب خود؟مشكل جهالت ملت ما نيست.مشكل تحميل جهالت بر ملت است.زيرا ذات انساني با جهالت سازگار نيست.اما هميت ذات در صورت رخوت ولاقيدي به تواناي هايش چه از جانب قواي بيرون وچه از جانب قواي داخل دچار انحراف،فراموشي وبيگانه واستحاله شدن در غير از خود را دارد....
...ملت ما نشان داده كه استبداد در هر نوعش را نمي خواهد حتي اگر با اعتقادات وباورهاي مذهبي وسنتي اش ريشه وگره خورده باشد.واتفاقا اين نه به استبداد را به عنوان بزرگترين مانع براي دستيابي به واقعيتها واطلاعات واگاهي هاست كه بلند ورسا فرياد زده ومي زند.پس بايد كمك كرد ابتدا استبدا خودكامه برداشته شود وامكان دسترسي به اطلاعات وجود داشته ودر اختيار مردم بي سانسور قرار گيرد انگاه توان وظرفيت ونهايتا رويكرد هر انساني از جمله ايرانيها را سنجيد.ذات ادمي ماهيتا چنان است كه انطباق ان با ازادي ورشد وشناخت وتعالي سازگارتر از تطابق با جهل وخرافه ودروغ و...است البته اگر شناخت فرد از اين وجه از وجود وخلقتش شكوفا وبيدار شود وبه معرفي وشناسانده گردد.درست همينجاست كه استبداد فراگير دست گذاشته وپافشاري مي كند كه امكان ورود به پهنه اطلاعات باز را بگيرد.چون اين اطلاعات او را با خود خواهد برد وشست.لذا كمك كنيم در بيداري وجدانهاي همگاني هركس در حد امكان ومعرفت خويش.پيرزي وبهروزي شما را باد
سلام ودرود بله اینها پشت نقاب اسلام است که با یه مشت خرافات بر مردم حکومت می کنند و جنایتهایشان را پنهان می کنند درود بر شما سال صر و استقامت و پایداری مبارک
سلام دوست من
واقعا بزرگترین مشکل این کشور مشکل فرهنگی است. که آنهم بر می گردد به بلد نبودن اندیشیدن. و تابو دانستن اندیشیدن. تا این مشکل و معضل اساسی از جامعه زدوده نشود اوضاع همین هست که هست
درود بر تو که غرق در این خرافات نمیشی چون سبز هستی
من گاهی اوقات واقعا به شک می افتم. نمی دانم مشکل از مردم جامعه ماست یا حکومت های دیکتاتوری که پشت سر هم در کشور ما به وجود می آیند. در این 100 سال اخیر مبارزات آزادی بخشی زیادی در کشور ما صورت گرفته ولی هیچ کدام به هدف نرسیده اند. هنوز که هنوز است خواسته های ما همان خواسته های دوران مشروطیت است. فکر کنم توی هر کشور دیگری اگر اینهمه مبارزه صورت می گرفت الان کلی پیشرفت کرده بودند و به هدف رسیده بودند. نمی دانم چه خاصیتی جامعه ما دارد که بعد از هر انقلاب یا مبارزه، دیکتاتوری به وجود می آید.
مشکل مسلمان بودن ماست؟ شیعه بودنمان است و یا ... اهمیت بیش از حدیست که مردم به مبلغان مذهبی و روحانیون می دهند؟ نحوه دینداری ماست که به خود اجازه سوال پرسیدن نمی دهیم؟
به نظر من یکی از مشکلات اساسی ما مبلغان دینی ما هم هستند که مردم را واقعا تسلیم محض می خواهند و سوال پرسیدن و بحث کردن را گناه می دانند. به نظر آنها بحث مربوط به خواص است و عوام نباید بحث کنند زیرا دینشان ضعیف می شود. خواص هم از نظر آنها فقط شامل کسانی می شود که اهل حوزه هستند .
شاید توقع من از جامعه ای که سال ها در خفقان زندگی کرده، زیاد باشد. من نباید آیه یاس بخوانم باید صبر و استقامت بیشتری داشت.
دکتر شریعتی در یکی از کتاب هایش خطاب به افرادی که معتقد بودند جامعه باید با سیر طبیعی و طولانی خود به بعضی مفاهیم دست یابد گفت:
پس شمای روشنفکر چه کاره ای؟ روندی که ۴۰۰ سال طول کشیده در جامعه ای در جای دیگر ۱ سال طول می کشد این از اثرات آگاهی دهندگان به جامعه است
در بستر آزادی و تضارب آرا و شفافیت اطلاعات بسیاری از مشکلات و خرافه پرستی ها با سرعت بیشتری از آنچه تصور می شود قابل رفع است. در بسیاری از ممالک پیشرفته هم بسیاری از مردم هم به خرافات معتقدند هم خیلی از اوضاع سیاسی سر در نمی آورند و هم مطالعاتشان از رمان و داستان و ... فراتر نمی رود.
نمی شود گفت به این خاطر مستحق استبدادند.
در آن جوامع، ابزارهایی به مانند مطبوعات آزاد و اطلاع رسانی شفاف و نقد حاکمان و ... وجود دارد که ارتباط عوام و نخبگان و سیاست مداران را برقرار می سازد.
دوست عزيزم،به شرافت و شجاعتت در مباحثه درود مي فرستم.فكر مي كنيد اين خصلت چرا در شما بارز است؟به اين دليل كه شما هدف را ازادي قرار مي دهيد وروش(وسيله) را هم ازادي انتخاب مي كنيد.روش همان تضارب اراء وبحث ازاد است كه بدين اندازه سريع رسيدن به هدف را سهلتر مي كند.اما تئوري پردازان قدرت از قرون متمادي مبلغ هدف وسيله را توجيه مي كنند شدند وان كردند با مردم وجوامع كه كردند.اين نظريه منسوخ با توجه به تجربه ها ديگر پاسخگو نيست و واقعيت هم اين است كه هر هدفي روش ووسيله خاص ومطلوب خود را دارد.يعني نمي شود خشونت كني دموكراسي بسازي وحتي حاكميت كني.چون معناي حاكميت اداره امور ومطالبات جامعه است لذا كاربرد خشونت براي نيل به اين هدف بلافاصله خود حاكميت را نقض مي كند.هدف ازادي وسيله بكارگيري ازاديخواهي را مي طلبد...
.....اما اگر با نگاه اسيب شناسانه مشكل مبارزات ازاديخواهي ملت ما را بررسي كنيم.من بنابر واقعيتها وتجربه ها وبر اساس مطالعات خود مي گويم كه دو عامل محوري بعنوان مشكل تاريخي وجود دارد 1- ملت ما هميشه از ترس نبود امنيت بعد از هر فروپاشي ازادي را فداي امنيت كرده واز اين شكاف هميشه قدرت پرستان نهايت استفاده را برده اند و خود را مدافع امنيت وناموس مردم قرار داده اند واز قبل ان توانسته اند به اهداف شخصي و تصاحب وقبضه قدرت وحاكميت برسند...
....يكي با نام دين وادعاي انكه دين تضمين محكمي براي احياي امنيت و جان ومال مردم است تا بدانجا پيشرفت كه دم از ولايت مطلقه زد و او را صاحب مال وجان وناموس مردم كرد كه از خود مردم نسبت به اين امور اگاهتر ودلسوزتر است.وان يكي گفت اگر پاي مصلحت در ميان باشد ولي فقيه مي تواند توحيد را تعطيل كند.حال انكه ازادي خود متضمن امنيت است وقتي تعريف ان در فرهنگ و علم ودين وباور و....ان سان كه هست تعريف شود وبا منطق صوري قلب واقعيت نشود تا يكي مدعي هرج ومرج و ولنگاري وبي ثباتي وناامني گردد وازادي را بيگناه ذبح كند.2- ما ومردم ما بصورت يك خصلت ديرينه كه در رفتار فردي مان هم وجود دارد در رسيدن به هدف تجربه را نيمه رها مي كنيم وخسته مي شويم كه شما هم در منتهاي تواضع تاييد كرديد احساسي را كه به شخص شما دست داده است.وباز از اين شكاف سواستفاده تاريخي شده و نتيجه حكومتهاي استبدادي متوالي شده است.لذا اين جنبش معاصر كه در دست مردم است بي اغراق وارث سرمايه كلاني از تجربه هاست
....از جمله انكه خستگي در ان راه نداشته باشد،قايم به ذات باشد (=استقلال در تصميم ورهبري)،بي خشونت تا بار ديگر ترس نبود امنيت براي عام مردم پيش نيايد وعده اي قدرت طلب بتوانند جنبش عمومي را مصادره كنند،پس همه با هم منادي ان مي شويم«كه پاي استقامت سست نكنيم تا خواستهاي مردم در جنبش به انها برگردد»
سلام
به نکته حساسی اشاره کرده اید.باز شکافی و علت را در پستی به بحث بگذارید تا دوستان همت کنند و پاسخ دهند.
باسلام
رفیق کافیه یه سری به سایت ثبت احوال بزنی
http://www.sabteahval.ir/default.aspx?tabid=65
اسم عربی مثل
فاطمه : 3863502 نفر
علی : 2182635 نفر
اسم ایرانی مثل
کوروش : 40953 نفر و مهرداد : 122924 نفر
می بینی عربا تو این 1400 سال چه طور تو کشور نفوز کردن!
واقها اگه الان ایران آزاد بشه
رفت برای نسل پنجم شیشم که یه ایران واقعی داشته باشیم
از ایران اسلامی که چیزی ندیدیم
ماه محرم صفر میشه دو ماه کشورو سیاه پوش میکنن
حالا یه عده وطن پرست با این که هیچ امکانات رفاهی
حکومت درست نکرده پا میشن تحویل سال میرن مقبره کوروش
پلیس هم جلوی مردمو میگره که نرن
یه روز خوب میاد ..... به امید اون روز
ارسال یک نظر